"این مواجهه شعور'>شعور ظاهر و باطن آقای میبدی و این حقیر سید احمد فردید با یک تلفون بود که ناگهان شروع شد . شعور ظاهر و باطن میگویم و آنرا با آنچه امروز در زبان فارسی ضمیر آگاه و ناخودآگاه تعبیر میشود بیک اعتبار تقریب میکنم و باعتباری دیگر تبعید."(سید احمد فردید،یادداشت)
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
"...نیست انگاری کلاسیک یا اکستاتیک (extatique) یا "نیست انگاری انجذابی"، جذبه برای انسان و حال و شوق است و شور است و شر است..."( سید احمد فردید 14/5/1365)
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
این "نرمش" هم مسخره است قاعده این است که شما اگر فعلی را آوردید .... درست است، "دیدن"، "ببین" می شود "بینش"، می بریدش به امر، "ببین" می شود "بینش" وگرنه "نرمش" ساختگی روزنامه است نه؟ "نرمش" که نمی شود کلمات فارسی قاعده اش اینطور است می بریدش به امر بعد ببینید چه می شود. "رفتن"، "برو"، "روش". "دیدن"، "ببین"، "بینش". "خوردن"، "بخور"، "خورش" اما "نرمیدن" که شما ندارید که بگوئید "بنرم" و "نرمش". از اینها زیاد است تو فارسی یکی دوتا نیست ها! (سیداحمد فردید 17/4/65 )
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
".....بنابراین اساس کار بنده می گویم علم الاسماء تاریخی است. حکمت انسی گفتم یعنی آشنائی به اسم پریروز و پس فردا، "انس" با "آشنائی" و "گنوسیس" همریشه است، کلمات دیگری هم دارد" (سیداحمد فردید 17/4/65)
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
"بنده بعد توضیح خواهم کرد که این کلمه "حظ نفس" با "تن آسانی" هم چم و همگن است. امروز در روزنامه ها فعلا "تن آسائی" می نویسند، اینها اشکالی ندارد، بجای دور یا تسلسل، دورتسلسل می نویسند! همچنین {می نویسند}تن آسائی. آسودگی و آسایش با آسانی هم چم است و همگن. این کلمات همریشه هستند. تن به معنی "خود" است، در اوستا هم تن به معنی "خود" است" (در امدی به حکمت معنوی 1351)
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
""انگاری" تعبیری است که به یادآوری آقای دکتر فردید در زبان پهلوی نیز درست به معنی "ایسم" بکاررفته است. مثلا در کلماتی چون "دوبن ایست (دو بنیشت)انگاری) به معنی مذهب ثنویت (دوآلیسم) و "نیست ایزد انگاری" به معنی مذهب الحاد"( "کرامت الله موللی، از زیرنویس های "پدیدار شناسی و روان درمانی")
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
"مسألهاي كه باز اجمالا به آن تفصيل دادم و باز هم تفصيل خواهم داد مسأله زمان است، زمان عرضي و زمان طولي ، زمان عرضي است و آگاهي، آگاهي منتشر همه كس، يك زمان طولي است كه سيرش شروع ميشود مي رود تا قرب فرائض، يك زمان هم بينابين قرب نوافل و فرائض است ، اين زمان معقولات ثاني است زمان اعتباريات حكمي است، بحث حصولي و حضوري از اشياء است, از اسم است".(دیدار فرهی وفتوحان آخرالزمان)
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
"وارستگی مورد نظر هایدگر gelassenheit ، وارستگی و رستگاری ازدنیا پرستی است. از روی یک ترجمه انگلیسی وارستگی را "تبری" ترجمه کرده اندکه درست نیست.معنی دیگر وارستگی، "تفویض" است" (سید احمد فردید 1365)
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور